تسلیت قلب صبورم free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
به نام عشق
به نام خدا خالق انسان
به نام انسان خالق غم ها
به نام غم ها بوجد آورنده ي اشكها
به نام اشک تسکين دهنده ي قلبها
به نام قلبها ايجادگر عشق
و به نام عشق زيباترين خطاي انسان


چه کنم:
نيست شوقی که زبان باز کنم،از چه بخوانم؟
من که منفور زمانم، چه بخوانم چه نخوانم
چه بگويم سخن از شهد، که زهر است به کامم
وای از مشت ستمگر که بکوبيده دهانم
نيست غمخوار مرا در همه دنيا که بنازم
چه بگريم،
چه بخندم،
چه بميرم،
چه بمانم
دوباره دلم برات تنگ شده
دوباره دلم پر از غم شده
دلم توی سینه برات پرپر شده
وجودم بی تو بی معنی شده
زندگی بی تو خیلی سخت شده
دلم از عشق تو دیوونه شده
در وصف تو جمله ها تموم شده
از تو خوندن خیلی مشکل شده
دلم دیوو نه ی اون روی ماهت شده


فاصله بین ما خیلی زیاده
ولی من میام پیش تو با پای پیاده
عشق من بمون تا ته جاده
زندگی من بی تو یه سرابه
تموم دنیارومیگردم باپای پیاده
تا برسم به تو خیلی عاشقانه
زندگیم با تو همیشه قشنگه
دنیام با تو همیشه رنگارنگه
عاشقه تو بودن خیلی عالیه
شایسته ی تو بودن کار مهالیه
دیوونه ی تو شدن خیلی کمه
واسه تو مردن خیلی بهتره
تورو دوست داشتن خیلی خوبه
عاشق تو شدن خیلی خوبه
عاشقت بودن عشق منه
اینو قلبم فریاد می زنه
دنیا دیگه مثل تو نداره
واسه عشق تو شغل من گداییه
همه ی ترس من توی زندگی بی وفاییه
مرگ تنها راه برای جداییه
آخه عشق من و تو عشق خداییه
تو رو داشتن آرزوی محالیه
عاشق تو بودن هم عجب حالیه
وقتی نیستی خونه ی دلم خالیه
اما بدون عشقت توی دلم همیشه باقیه
باز ثانیه ها نشون از جداییه
فاصله ها پر از صفت بی وفاییه
با یه قامت شکسته، با نگاهی مات و خسته
سرشو برده تو شونش، یه نفر تنها نشسته
توی تنهاییش یه درده، جای پای قلبی سرده
گل سرخی بوده اما، دیگه پژمرده و زرده
فارغ از دیروز و فرداش، غرقه تو دریای درداش
حسرتش یه عشق نابه، که وفا کنه به عهداش...
ببین که چشم عاشق، داره ستاره میشماره
به انتظار چشمات، هر شب داره می باره
میخواد که فریاد بزنه که دل چه بی قراره
نمیتونه، نمیشه..آخه عشق که صدا نداره..
ای کاش کودک بودم تا احساست کنم،ای کاش باران
بودم تا غبار را از دلت دور کنم،ای کاش دوتار
بودم تا ساز مورد علاقه ات را بنوازم،اماافسوس
که نه کودکم نه بارانم نه دو تارم؛اما هر جور
هستم عاشقانه و صادقانه هستم و دوستت دارم...
Love مخفف عبارات:
Lake of sorrow(دریاچه ی غم)،
Ocean of tears(اقیانوس اشک)،
Valley of death(دره مرگ)،
End of life(آخر زندگی)!
خسته شدم مي خواهم در آغوش گرمت آرام گيرم.
خسته شدم بس كه از سرما لرزيدم...بس كه اين
كوره راه ترس آور زندگي را هراسان پيمودم
زخم پاهايم به من ميخندد... خسته شدم بس كه
تنها دويدم... اشك گونه هايم را پاك كن و
بر پيشانيم بوسه بزن...ميخواهم با تو گريه
كنم...خسته شدم بس كه...تنها گريه كردم...
ميخواهم دستهايم را به گردنت بياويزم و
شانه هايت را ببوسم...خسته شدم بس كه تنها
ايستادم...

غنچه خندید ولی باغ به این خنده گریست
غنچه آن روز ندانست که این گریه ز چیست !
باغ پر گل شد و هر غنچه به گل شد تبدیل
گریه باغ فزون تر شد و چون ابر گریست
باغبان آمد و یک یک همه گلها را چید
باغ عریان شد و دیدند که از گل خالی است
باغ پرسید چه سودی بری از چیدن گل ؟!
گفت : پژمردگی اش را نتوانم نگریست
من اگر ز روی هر شاخه نچینم گل را
چه به گلزار و چه گلدان دگر عمرش فانی است
همه محکوم به مرگند چه انسان ، چه گیاه
این چنین است همه کاره جهان تا باقی است !!!
گریه ی باغ از آن بود که او میدانست
غنچه گر گل بشود هستی او گردد نیست !!
رسم تقدیر چنین است و چنین خواهد بود
می رود عمر ولی خنده به لب باید زیست
هفت نصيحت مولانا:
گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)
باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)
اگركسي اشتباه كرد آن رابپوشان (مثل شب)
وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)
متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)
بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )
اگر ميخواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش
(مثل آينه)
به نام خدایی که غفور است و رحیم
زندگی بی تو عذابی است وخیم
تقدیم به امید زندگانی ام،تقدیم به شکوه شب
و شکوه مهتاب، تقدیم به اشکهای سوزان روی
کوه گونه هایت ، تقدیم به خنده های دلنشینت
و نگاه های پنهانت .
تقدیم به تو ای خیال من،ای آسمان قلبم و ای
سرچشمه ی الهام من،
تقدیم به تو ای محبوب ترین قلبم.
تقدیم به تو که یادت از فکر من ،عشقت در
قلب من ، و نگاهت همیشه در ذهن من ماندگار
و عطر مهربانیت همیشه در وجودم جاریست .
میدانی که طاقت دوری از تو را ندارم
ولی جدایی با تو را دوست دارم.
می دانی چرا؟
چون با اینکه جدایی از تو بسی برایم دشوار
است ولی در عین حال دلپذیر هم هست ، زیرا
به خاطر تو دلتنگی به سراغم می آید .
پس بدان که دل تنگی ها هم بخاطر تو دوست دارم
و تو از حال من خبر نداری .
بنابراین:
هر که می خواهد من و تو ما نشویم مرگش باد و
خانه اش ویران.
ای عشق من ،ای عزیزترینم:
چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوب شد که
دنیای من شدی .
پس:
برای من بمان و بدان که هیچ چیز با ارزشتر از
عشق نیست و بزرگترین ویژگی عشق بخشایش است.
بنابراین:
قلبم را که لبریز از عشق است به تو تقدیم
می کنم و سوگند می خورم که تا ابد :
عاشقانه دوستت
بدارم .

به نام حق
خدايا، چرا بازاين سرنوشت
چنين روزگاري به پايم نوشت
من خاكي از خاك نيكو سرشت
رسيدم به دوزخ به جاي بهشت
خدايا، از اينها رهايم كن
تو صبر خدايي عطايم بكن![]()
![]()
خوش آمد گویی:
سلام دوستای خوبم امیدوارم حالتون
خوب باشه.من و نامزدم(محمدرضا)تصمیم
گرفتیم به اتفاق هم یه کلبه ی عاشقونه
درست کنیم هم برای خودمون هم برای
شما دوستان عزیز که بیاید به ما سر
بزنید و ساعات خوشی رودرکلبه ی ما
سپری کنید.منتظر حضور گرم و پر
مهرتون هستیم و با اشعارعاشقانه
پذیرای شما دوستان گل خواهیم بود
امیدوارم شماهم بانظرات وپیشنهادات
و انتقادات خوبتون بتونید ماروتوی
بهتر شدن وبلاگ همراهی کنید...
یا علی،دست حق همراهتون...

عشق یعنی:
عشق یعنی خاطرات بی غبار
دفتری از شعر و از عطر بهار
عشق یعنی یك تمنا یك نیاز
عشق یعنی زمزمه ازعاشقی باسوزوساز
عشق یعنی چشم خیس مست او
زیر باران دست تو در دست او

عشق:
۱۰۰۰ مرتبه ۹۰۰ جمله ی عاشقانه را
روی ۸۰۰ جای مختلف به ۷۰۰ زبان و
پیش ۶۰۰ نفر فریاد زدم! ۵۰۰ تای
آنرا در۴۰۰ جمله گنجاندم و به ۳۰۰
زبان در۲۰۰ برگ ترجمه کردم.
۱۰۰ تای آن را ۹۰ روز...
روزی۸۰مرتبه برای توخواندم!۷۰ تای
آنرا آموختم و بیش از۶۰ تای آنرا
تجربه کردم و ۵۰ غروب را از ۴۰ سمت به
نظاره نشستم.
در ماه ۳۰ روزه،بیشتر از۲۰ روز۱۰بار
از تو ۹ سوال کردم.
۸ سوال من را ۷ مرتبه در۶ روز جواب
دادی.با ۵ واسطه ۴دفعه تو را ۳ جا
دعوت کردم...
۲ ساعت خواهــــش کردم
تا ۱ بار گفتی:
دوستت دارم
صفای اشك و آهم داده این عشق
دل دور از گناهم داده این عشق
دو چشمونت یه شب آتش به جونم زد
خیال كردم پناهم داده این عشق 
خیال:
در خيالت مثل من پرواز كن
تو خود عشقي مراآغاز كن
سرزمين آرزوهايت كجاست
آمدم در را به رويم باز كن
با من از بارون و از شبنم بگو
عشق را با قلب من دمساز كن
عشق تو يك اتفاق ساده نيست
با نگاهت باز هم اعجاز كن

بي تو در خلوت شب ،شب همه شب بيدارم
آه اي خفته که من چشم به راهت دارم
خانه ام ابري و چشمان تو همچون خورشيد
چه کنم دست خودم نيست اگر مي بارم
خمار:
باده ی تونوشم وبازخمارتوام
دانه و دام منی سخت شکار توام
می نگریزم ز درد٬درد تو درمان من
فاصله هر چند دور٬من به کنارتوام!

عشق رابا نام خالق توآغازمیکنم
عاشقی را فقط برای تو تجربه میکنم
عشق را فقط بخاطر تو ستایش میکنم
عاشقی را فقط با تو طلب میکنم
عشق را فقط از تو گدایی میکنم
درراه عاشقی فقط برای توجان فدایی
میکنم...

و کسی میگوید سر خود بالا کن ، به بلندا بنگر.به بلندای عظیم
به افقهای پر از نور امید وخودت خواهی دید وخودت خواهی یافت
خانه ی دوست کجاست...خانه دوست درآن عرش خداست ،
خانه ی دوست در آن قلب پر از نورخداست و فقط دوست،خداست...

خیلی وقت اینجا پرسه میزنم
جای رد پات و من نیستی و بوسه میزنم
اگه حتی تو جوابم و ندی
من بازم با عکس تو حرف میزنم
تسلیت قلب صبورم اون دیگه دوست نداره
عشق تازه است سهم تو طناب داره سهم اون یه
نيست بسه اشکاتو نگهدار غم تو یکی دو تا
نيست پا نذار روی غرورت جای اون به زیر پا
جای اون به زیر پا نيست...

عشق يعني قطره قطره آب شدن
در وفــور اشـک يـار گـــريان شـــدن
عشق يعني بر دلي چيره شدن
دست از جان شستن و مـجنون شـــدن
عشق يعني در حضور باران طوفان شدن
در کنار قاصدک رقصيدن و پرپر شدن
عشق يعني در عميق قلب يار ساکن شدن
بر دامان وي افتادن و بي جان شدن
عشق يعني درپي بادرفتن وراهي شدن
از فراز کوه ها بگذشتن و پيدا شدن
دیگه پام نمیکشه انگار رسیدم ته خط
انگاری وقت خداحافظی...آخرخط
مثل شمع سوختم و ساختم پای هر همسفری
آخرش قسمتمه یه کوله بار دربدری
دیگه این آخریا پنجره امیدی نداشت
دیگه هیچ همسفری به راه ما پا نمیذاشت
میدونی آخر این غصه چرا شیرین نبود
آخه حتی یک نفس دنیا به کام ما نبود

روي قبرم بنويسيد:متولد سال عشق.روي قبرم بنويسيد:همسفر
باد بوده است؛همدم دريا بوده است؛دوستدار ابر بوده است؛
عاشق برگ بوده است؛اگر عاشق بودن گناه است روي قبرم
بنويسيد:گناهكار بوده است.اگر براي عشق ترانه سراييدن
شاعريست روي قبرم بنويسيد: شاعر بوده است .اگر بدست آوردن
دل تواناييست بنويسيد ناتوان بوده است ؛اگر معناي عشق
فاصله هاست روي قبرم بنويسيد :براي نزديك كردن فاصله.
روي قبرم بنويسيد كه عاشق يار بوده است.

کاشکی یه روز با همدیگه سوار قایق میشدیم
دور از نگاه آدما هر دومون عاشق میشدیم
کاش آسمون با وسعتش تو دستامون جا میگرفت
گلای سرخ دلمون کاش بوی دریا میگرفت
کاش یه ماهی قشنگ برای ما فال میگرفت
برامون از فرشته ها امانتی بال میگرفت...
يارم از من بي سبب رنجيد و رفت
گريه ام را ديد،به من خنديد و رفت
وقت رفتن ديگر از ماندن نگفت
قصه ي نا گفته را نشنيد و رفت
تشنه بودم همچو دشتي پر عطش
مثل باران بر تنم باريد و رفت
گل فراوان بود و او از باغ من
غنچه اي نشكفته را بر چيد و رفت...

پسر عاشق
دختر با نا امیدی و عصبانیت به پسر که روبرویش ایستاده بود نگاه
میکرد کاملا از او نا امید شده بود از کسی که آنقدر دوستش داشت
و فکر میکرد که او هم دوستش دارد ولی دقیقا موقعی که دختر به
او نیاز داشت دختر را تنها گذاشت از بعد از پیوند کلیه درتمام مدتی
که در بیمارستان بستری بود همه به عیادتش آمده بودن غیر از پسر.
چشمهایش همیشه به دری بود که همه از آن وارد میشدند غیر از
کسیکه او منتظرش بود حتی بعد از مرخص شدن از بیمارستان به
خودش گفته بود که شاید پسر دلیل قانع کننده ای داشته باشد
ولی در برابر تمام پرسشهایش یا سکوت بود یا جوابهای بی سر و ته
که خود پسر هم به احمقانه بودن آنها اعتراف داشت تحمل دختر
تمام شده بود به پسر گفت که دیگر نمیخواهد او را ببیند به او گفت
که از زندگی اش خارج شود به نظر دختر پسر خاله اش که هر روز
به عیادتش آمده بود با دسته گلهای زیبا بیشتر از پسر لایق دوست
داشتن بود دختر در حالت عصبی به پهلوی پسر ضربه ای زد
زانوهای پسر لحظه ای سست شد و رنگش پرید چشمهایش مثل
یخ بود ولی دختر متوجه نشد چون دیگر رفته بود و پسر را برای
همیشه ترک کرده بود .
دختر با خود فکر میکرد که چه دنیای عجیبی است در این دنیا که
آدمهایی مثل آن غریبه پیدا میشوند که کلیه اش را مجانی اهدا
میکند بدون اینکه حتی یک تومان پول بگیرد و حتی قبول نکرده بود
که دختر برای تشکر به پیشش برود.در همین حال پسر از شدت
ضعف روی زمین نشسته بود و خونهایی را که از پهلویش می آمد
پاک میکرد و پسر همچنان سر قولی که به خودش داده بود پا
بر جا بود او نمیخواست دختر تمام عمر خود را مدیون او بماند ولی
ای کاش دختر از نگاه پسر می فهمید که او عاشق واقعی است...

روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است؛بنويسيد كه يك مرغ مهاجر
بوده است . بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست او در اين معبر
پرحادثه عابر بوده است .صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست در
رثايم بنويسدكه شاعر بوده است بنويسيد اگر شعري از او مانده
بجاي،دختري از طايفه ي شعر معاصر بوده است . مدح گويي و
ثناخواني اگر دين داريست بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است.
غزل حجرت من را همه جا بنويسيد روي قبرم بنويسيد
مهاجر بوده است...
روزی که دلم پیش دلت بود گرو
دستان مرا سخت فشردی که نرو
حالا که دلت به دیگری مایل شد
کفشان مرا جفت نمودی که برو؟
مطمئن باش و برو ضربه ات کاری بود!
دل من سخت شکسته
وچه زشت به منو سادگیم خندیدی
به منو عشق پاکی که پر از یاد تو بود
برو تا راحتتر تکه های دلم را آرام سر هم بند زنم...
***گفتي بايد بنويسم جاده ي ترانه بازه***
***شب رو سياه قصه از ستاره بي نيازه***
***گفتي بايد بنويسم اما سخته اين نوشتن***
***چه شباي رنگ به رنگي چه جماعت يه رنگي***
***نه مسلسلي نه جنگي چه دروغاي قشنگي***
تا یه روزی تو رسیدی
توی قلبم پا گذاشتی
غصه های عاشقی رو
تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگبار نگاهت
دلم انگار زیرورو شد
برای داشتن عشقت
همه وجودم آرزو شد
تا نفس کشیدی انگار
نفسم برید تو سینه
ابرو بادو دریا گفتند
حس عاشقی همینه
اگر روزی من مُردم و تو مرا دوست داشتي هر پنج شنبه به مزارم
بیا، گلِ سرخي بر روي قبرم بگذار تا هميشه آن گل سرخ را که به
تو داده بودم به خاطرم بیاورم...ولي...اگر تو مُردي ... من فقط يکبار
بر مزارِت...میآیم و آن دسته گل سفید مریم را که با خون خود سرخ
خواهم کرد ،را برایت هديه ميکنم وعاشقانه درکنارت جان ميسپارم
تا بدانی هيچ وقت تنها نيستي...
پر از پژواك پرسشهاي پاييزم رهايم كن
و محو يك جواب حيرت انگيزم رهايم كن
مرا تا روشناي رود رؤيا برده اي اما
كويري تر از اين حرف غم انگيزم رهايم كن
سكوتي سردوسربي بين ماروييده وافسوس
نشد سهم صدايت در گلو ريزم رهايم كن
ميان كوچه هاي ساكت اين شهر سيماني
اسير سايه هايي وحشت انگيزم رهايم كن
دو دست تا ابد مرده و سردم مگير امشب
توان آن ندارم تا كه برخيزم رهايم كن
چی بگم از کجا بگم*دردمـو بـا کـیــا بـگـم*بـهـتـره کــه دم نـزنــم*
حرفی از عشقم نزنم*از عشقی که گم شدو رفت*عـاشــق مـردم
شــد و رفــت*عشقی که بیفروغ نبود*بــرای مــن دروغ نـــبــود*
بـغـض نشسته تو گلـوم*وقتی نشستی روبهروم*من از خودم چرا
بگم*باید از اون چشا بگم*خیره تو چشم مست تو*دست میدم به
دست تو*دل از زمونه میکـنم*حرف دلـم رو میزنـم*چه حالتی داره
چشات*نـرگس بیـماره چشـات*چشم تو خوابم میکنه*مست و
خرابـم میکنه*وقتی نشستی رو به من*از عـاشـقی بگـو بـه مــن*
بـذار چشـات دل بـبـره*این جوری باشه بهتره*چشات اگه پس نزنن*
چشمای سرسپردمو*میشه فراموش کنم خـاطـرههـای مـُـردمـو...
اي دل ساده بكش درد كه حقت اينست
از زمانه بشو دلسرد كه حقت اينست
هر چه گفتم مشو عاشق نشنيدي حالا
همچون خزان بشو زرد كه حقت اينست
ديدي آخر دم مردانه به جز لاف نبود
بكش از مردم نامرد كه حقت اينست.
یه روز بـارون یـه روز آفـتـاب*یـه روز آروم یـه روز بی تـاب*
یه روز بـا من یه روز بی مـن*یه روز همدل یه روز دشمن*
یه روز غمگین یه روز بی غم*یـه روز با هم یـه روز بی هم*
یـه روز تـا سـقــف یــک آواز یـــه روز پــایــان بـی آغــــاز*
یـه روز بـارون یـه روز آفـتـاب*یـه روز آروم یـه روز بی تـاب*
یه روز بـا من یه روز بی من*یه روز همدل یه روز دشمن*
یـــه روز آبــیتــریــــن دریــا یــه روز تـاریـک مـثــل فــردا*
یــه روز بـغـل بـغــل آغــوش یـه روز سـتـارهای خـامـوش*
یــه روز هـمـسـایــه بـا رویــا یـــه روز ســردرگــم و تـنـهـا*
یـــه روز امــنـیــتی در مـــن یــه روز بــزرگتـریــن رَهــزن...
روزمرگم هرکه شیون کندازدوروبرم دورکنید
همه را مست و خراب از می انگور کنید
مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید
مست مست از همه جا حال خرابش بدهید
بر مزارم مگذارید بیاید واعظ
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
جای تلقین به بالای سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید
روز مرگم وسط سینه من چاک زنید
اندرون دل من یک قلم تاک زنید
روی قبرم بنویسید وفادار برفت
آن جگر سوخته خسته از این دار برفت
عشق واقعی:
پسر به دختر گفت :اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین
نفر هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.
دختر لبخندی زد و گفت ممنونم.تا اینکه یه روز اون اتفاق افتاد.
حال دختر خوب نبود.نیاز فوری به قلب داشت.از پسر خبری نبود...
دختر با خودش میگفت:میدونی که من هیچ وقت نمیذاشتم تو قلبتو
به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی...
ولی این بود اون حرفات؟حتی برای دیدنم هم نیومدی...شاید من
دیگه هیچ وقت زنده نباشم.آرام گریست و دیگر هیچ چیز نفهمید...
چشمانش را باز کرد،دکتر بالای سرش بود. به دکتر گفت چه اتفاقی
افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید،پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده
شما باید استراحت کنید...در ضمن این نامه برای شماست!
دختر نامه رو برداشت،اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد،بازش
کرد و درون آن چنین نوشته شده بود: سلام عزیزم.الان که این نامه
رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت
سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم.
پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم.امیدوارم عملت موفقیت آمیز
باشه.«عاشقتم تا بینهایت»
دختر نمیتونست باور کنه.اون این کارو کرده بود...
اون قلبشو به دختر داده بود...![]()
![]()
![]()